تبليغاتX
ضد اسراییلی ضد صهیونیسم و....
سلام

 

بازم دشمن بچه بازی در آورد . باز دید نمیتونه جمهوری اسلامی رو سرنگون کنه رفت

 

بمب گذاشت . آخه به یه الاغ میگفتی این کارا فایده نداره تا به حال فهمیده بود چه

 

برسه به این . به جز اینکه یه عده رو داغ دار کرد . به جز اینکه جوونهای مارو برا از بین

 

بردنش مصممتر کرد .

 

چرا نمی آیی رو در رو مبارزه کنی؟

 

میترسی؟

 

آره؟

 

چرا تو سیستان و بلوچستان؟ چرا تو تهران نمیزاری؟

 

میترسی پاسخی که جوونای ما بهت میدن نتونی تحمل کنی؟

 

منتظر باش ... منتظر جوابیه باش ...

 

سید عباس موسوی رو شهید کردی ... صیاد شیرازی رو شهید کردی ... عماد مغنیه

رو شهید کردی ... باشه

 

اما با این کار آخرت حکم مرگ خودتو امضا کردی . حکم نابودیت...

 

وعده نابودیتو بازم میگیم

 

الوعد الصادق

 

 

+ نوشته شده توسط صادق در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 17:3 |
 

سلام . تبریک میگم هفته دقاع مقدس رو به همه شما .

 

اما چندسوال اساسی . چرا ما فقط سالی یه بار یادمون میاد که جنگی بوده

 

و صدامی بوده که به ایران حمله کرده ؟ چرا سالی ۱ بار یادمومن میاد که یه

 

محمد جهان آرایی و همتی و کاوه ای و... بودند؟

 

خدا وکیلی چقدر به فرزندانمون از دفاع گفتیم؟ بچه بیچاره هر سال ۱ بار

 

یادش میاد که چه بلایی و یا چه موهبتی نسیب ما و کشور ما شده؟

 

یه سوال ؟ بچه های ما چهقدر شهید همت و پلارک و .... میشناسند؟

 

وقتی از بچه میپرسی شماره شناسنامه رونالدینیهو رو بگو انقدر زیبا میگه

 

اما وقتی بهش میگی شهید همت کی بوده؟ شهید کاوه کجا شهید شده؟

 

وقتی از بچه میپرسی کی عراق به ایران حمله کرد؟

 

میمونه. چون دغدغه اون کشورش نیست. راه شهدا و خود شهداش نیست.

 

دغدغش یه آدم کافر و یه خارجی که که بود و نبودش سودی به حالش 

نداره.

 

چرا ؟

 

+ نوشته شده توسط صادق در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 17:54 |

پیام امام خمینی به مناسبت روز قدس:

روز قدس، روزى است كه باید سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود باید ملتهاى مستضعف در مقابل مستكبرین اعلان وجود بكنند، باید همانطور كه ایران قیام كرد، و دماغ مستكبرین را به خاك مالید، و خواهد مالید، تمام ملتها قیام كنند، و این جرثومه‏هاى فساد را به زباله‏دانها بریزند. روز قدس، روزى است كه باید همت كنند و همت كنیم كه قدس را نجات بدهیم، روز قدس روزى است، كه باید به این روشنفكرانى، كه در زیر پرده با آمریكا و عمال آمریكا روابط دارند هشدار داد، هشدار به اینكه اگر از فضولى دست‏بر ندارند سركوب خواهند شد.
روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، و روز حكومت اسلامى است.

 


+ نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 18:21 |
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و با شکوه روزه داران موحد تهرانی در سومین نماز جمعه ماه مبارک رمضان، با تبیین سلوک سیاسی مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب(ع)، رفتار سیاسی امام خمینی را منطبق با سلوک و سیره امیر مومنان برشمردند و تأکید کردند: روز قدس از برجسته ترین یادگارهای امام راحل عظیم الشأن است و به فضل و هدایت الهی، ملت بزرگ و بیدار ایران جمعه آینده، یکپارچه و متحد، پرچم حمایت از مظلومان فلسطین را در پیشاپیش ملت های ظلم ستیز جهان، به اهتزاز درخواهد آورد.
ایشان، روز قدس را نشانه دلبستگی «امام و انقلاب و ملت ایران» به قدس شریف دانستند و با اشاره به خشم مستکبران و صهیونیست ها از این اقدام ملت ایران در زنده نگه داشتن نام و یاد فلسطین، افزودند: دشمن در تمامی سال ها تلاش کرده، مراسم روز قدس تضعیف شود اما امسال هم ملت شریف ایران با راهپیمایی در تهران و سراسر کشور این روز را گرامی می دارد و بسیاری از مسلمانان جهان نیز به تبعیت از این ملت، نام قدس را بار دیگر زنده می سازند.
حضرت آیت الله خامنه ای، روز قدس را مظهر وحدت ملت ایران خواندند و با اشاره به لزوم مقابله با اختلاف و تفرقه تأکید کردند: مردم مراقب باشند که برخی، از اجتماعات روز قدس برای ایجاد تفرقه استفاده نکنند چرا که پرچمداری در عرصه حمایت از فلسطین، تنهابا یکپارچگی ملت امکان پذیر است.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با تبیین ابعاد مختلف سلوک سیاسی حضرت علی علیه السلام در خطبه اول نماز، خاطرنشان کردند: سیاست ورزی امیرالمومنین علیه السلام آمیخته با سلوک معنوی و اخلاقی آن حضرت بود.
ایشان توأم بودن سیاست با اخلاق و معنویت را موجب کمال مردم و جامعه دانستند و افزودند: در غیر این صورت، سیاست ورزی، وسیله ای برای کسب قدرت، ثروت، و پیش بردن امور دنیوی خواهد بود و به آفتی برای جامعه و حتی سیاست ورزان تبدیل خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به بی ارزش بودن حکومت در دیدگاه حضرت علی علیه السلام، «احقاق حق، ایجاد عدالت و مبارزه با ظلم را» علل قبول حکومت از جانب امیرمومنان برشمردند و خاطرنشان کردند: یکی از ویژگیهای سیاست ورزی حضرت امیرالمومنین علیه السلام، پرهیز از مکر و فریب بود در حالیکه در نظامهای سکولار و نگرشهای مبتنی بر جدایی دین از سیاست، استفاده از هر روشی از جمله مکر و حیله اشکالی ندارد.
ایشان افزودند: در مکتب سیاسی مولای متقیان، توسل به ظلم و دروغ برای پیروز شدن جایگاهی ندارد و حضرت علی علیه السلام بطور جدی از مردم می خواستند که با تملق و چاپلوسی با او سخن نگویند.
مدارا با مخالفان و حتی دشمنان تا حد ممکن، ویژگی دیگری از سلوک سیاسی امیرمومنان بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن پرداختند.
ایشان در این زمینه خاطرنشان کردند: آن حضرت در مقاطع و حوادث مختلف تا آنجا که امکان داشت با مخالفان و معارضان با تسامح و خوش رفتاری برخورد می کردند اما اگر در نهایت چاره ای باقی نمی ماند، با قاطعیت مقابل آنها می ایستادند.
حضرت آیت الله خامنه ای بیان استدلال و منطق در مقابل دشمنان و مخالفان را یکی دیگر از ویژگیهای سلوک سیاسی امیرالمومنین علی علیه السلام برشمردند و افزودند: رفتار آن حضرت با همه افراد و جریانهای معارض و مخالف، یکسان نبود و میان آنهایی که با وجود داشتن اهداف حق، از روی جهالت و قشریگری، به راه انحراف و اشتباه می افتادند، با افرادی که از ابتدا در راه باطل بودند تفاوت قائل می شدند ضمن اینکه آن حضرت در مقابل انحراف و توسل به ظواهر دینی، قاطعانه می ایستادند.
حضرت آیت الله خامنه ای در آغاز خطبه دوم نماز در سخنانی که مخاطب اصلی آن جریان ها و شخصیتهای سیاسی و «مسئولان سابق و کنونی کشور» بودند به بررسی انشعاب هایی پرداختند که در سی سال اخیر در جریان اصیل مردم و انقلاب به وجود آمده است.
ایشان علت برخی از این انشعابها را اختلاف در «مبانی و عقاید» دانستند و افزودند: برخی انشعاب ها و اختلاف ها نیز در واقع بر سر منافع بوده اما برخی دیگر، اختلاف نظر بر سر چگونگی اجرای اصول بوده است که باید با هر کدام برخورد متفاوتی شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تبیین برخوردهای امام خمینی (رض) با انشعاب ها و اختلافات، خاطرنشان کردند: امام راحل به تأسی از سلوک سیاسی امیرمؤمنان «به تناسب ماهیت و جوهره جریان های سیاسی و انشعابی»، با آنها برخوردهای متفاوتی می کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری چگونگی برخورد امام با دولت موقت، مخالفین لایحه قصاص و گروهک منافقین افزودند: امام ابتدا مدارا و نصیحت می کردند اما وقتی این روش بی نتیجه می ماند قاطعیت از خود نشان می دادند.
ایشان در همین زمینه یادآوری کردند: این گونه برخوردهای امام حتی در سطوح بالاتر از رئیس جمهور هم دیده می شد به گونه ای که امام (رض) در اواخر عمر با کسانی که احساس کردند مدارا با آنها دیگر امکان ندارد، برخورد کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سوابق انقلابی و مذهبی جریان های انشعابی خاطرنشان کردند: ماهیت برخی از این اختلافها، تفاوت دیدگاه در روشهای اجرای اصول بود اما عده ای با اختلافات بنیادین و یا دعوا بر سر منافع، کار را به درگیری و معارضه با امام و انقلاب کشاندند و تلاش کردند مبانی غلط را مانند سمی مهلک در روح و کالبد نظام رسوخ دهند که امام وقتی این خطر را احساس کردند مدارا را کنار گذاشتند و با آنها برخورد قاطع کردند.
ایشان، اختلاف در سلایق و روش ها را بر خلاف اختلاف در مبانی، دارای منافعی برای جامعه دانستند و افزودند: وجود افراد و جریان های منتقد و صاحب دیدگاههای متفاوت به نفع کشور است به شرطی که این اختلاف سلایق در چارچوب اصول یعنی «اسلام، قانون اساسی و رهنمودها و وصیتنامه امام» باشد، نه مسائلی که اسمش را اصول می گذارند اما در حقیقت با مبانی و اصول انقلاب بیگانه است.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: برخلاف برخی تبلیغات، اگر کسی یا جریانی، عقیده ای مخالف داشته باشد و اصطلاحاً دگراندیش باشد نظام با او کاری ندارد اما اگر جریانی به معارضه و ضربه زدن روی آورد و برروی انقلاب شمشیر بکشد، همچنانکه در هیچ جای دنیا تحمل نمی شود، در ایران نیز، نظام در دفاع از خود با او برخورد قاطع خواهد کرد.
ایشان جذب حداکثری و دفع حداقلی را سیاست نظام در قبال جریانهای مختلف کشور اعلام کردند و افزودند: نظام تا جایی که مجبور نباشد با جریانی برخورد نمی کند بنابراین اگر کسی و جریانی دنبال خشونت نرود، برای بر هم زدن امنیت و آسایش جامعه تلاش نکند، با مبانی نظام معارضه نکند و دنبال دروغ پراکنی و شایعه سازی نباشد، در فعالیت ها و ابراز عقاید خود، آزاد است و هیچ کسی با او کاری نخواهد داشت.
خطبه دوم نماز جمعه امروز تهران، با توصیه مؤکد رهبر انقلاب به فعالان سیاسی، مسئولان «صاحبان نفوذ و قدرت» درباره مراقبت شدید از خود در مقابل انحراف و فساد پذیری ادامه یافت.
ایشان سهل انگاری در مقابل لغزش ها و انحرافات کوچک را زمینه ساز انحرافات بزرگ و سقوط نهايي خواندند و با استناد به آيات قرآني خاطرنشان كردند: لغزش ها، تدريجاً، انسان را از درون فاسد مي كند و اين فساد، به انحراف در عمل و گاه به انحراف در عقيده منجر مي شود بنابراين همه بايد ضمن رعايت تقوا، مراقب يكديگر از جمله اعضاي خانواده خود باشيم.
حضرت آيت الله خامنه اي در همين زمينه مردم را به موعظه و نصيحت مسئولان توصيه كردند و افزودند: مردم به وسايل و روش‌هاي گوناگون مسئولان را نصيحت كنند تا مبادا آنها دچار لغزش شوند چرا كه انحراف و لغزش مسئولان، براي نظام، كشور و مردم خطرناكتر است.
ايشان، نظام اسلامي را نيز مانند يك فرد، در معرض خطر لغزش و انحراف و فساد خواندند و افزودند: اگر همه مراقب نباشيم ممكن است اسم و ظاهر جمهوري اسلامي باقي بماند اما سيرت و رفتار و عملكرد و برنامه هاي نظام، غير اسلامي شود.
حضرت آيت الله خامنه اي حركت جامعه و كشور به سمت عدالتخواهي، رفتار و اخلاق ديني، "رشد فكري و علمي و صنعتي" در فضاي آزادي، و ايستادگي مقتدرانه در مقابل "دشمنان و جبهه ظلم بين المللي" را از جمله نشانه هاي سلامت و دوري نظام از فساد و بيماري دانستند.
ايشان افزودند: مردم بيدار باشند و بدانند اگر مسير حركت جامعه و نظام غير از اين باشد و مسائلي نظير شكاف عظيم طبقاتي، استفاده از آزادي در جهت فساد و فحشا، و احساس ضعف و عقب نشيني در مقابل زورگويان جهاني به وجود آيد اينها نشانه بيماري نظام اسلامي است.
رهبر انقلاب اسلامي، پيگيري جدي مباني و شعارهاي حضرت امام خميني را علاج مشكلات، و تضمين كننده ادامه "پيشرفت و عزت و افتخار ملي" دانستند و افزودند: دشمن، همچنان كه در بلواهاي پس از انتخابات روشن تر شد، در صدد ضربه زدن به پشتوانه مردمي نظام است و همه بايد مراقب باشيم.
ايشان مشاركت 85 درصدي و حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات 22 خرداد را جلوه زيباي اعتماد مردم به نظام خواندندو خاطر نشان كردند: دشمن و متأسفانه برخي در داخل كشور، اين حقيقت را ناديده مي گيرند و از بي اعتمادي مردم سخن مي گويند اما ان شاء الله همه خواهند ديد كه در انتخابات سال هاي آينده نيز مردم با وجود تلاش هاي اخير دشمنان و "غافلان و بي خبران داخلي"، حضوري قوي و مستحكم خواهند داشت.
حضرت آيت الله خامنه اي وجود دوست و دشمن را براي هر حكومتي، مسأله اي طبيعي و عادي دانستند و افزودند: هيچ حكومتي در جهان نيست كه مردم داخل يا خارج آن كشور، همه با او خوب يا همه با آن بد باشند همانطور كه در طول تاريخ نيز هر حكومتي، مخالفان و موافقاني داشته است، و مهم اين است كه دقت شود مخالفان و موافقان هر حكومت چه كساني هستند.
ايشان، مخالفت غارتگران و استعمارگران بين المللي از جمله آمريكا و انگليس و دشمني صهيونيست هاي خبيث با ايران را يادآوري كردند و افزودند: اين مخالفتها مايه افتخار ملت است و نبايد كسي را بترساند و يا به تسليم در مقابل دشمن بكشاند ضمن اينكه ملت هاي مؤمن و استقلال طلب در سراسر جهان و سياستمداران مستقل، هوادار اين ملت و اين نظامند و اين صف بندي، نشان دهنده حقانيت جمهوري اسلامي است.
رهبر انقلاب اسلامي، كشور و آينده درخشان آن را متعلق به نسل جوان دانستند و افزودند: جوانان عزيز بايد با هوشياري و احساس مسئوليت، براي استمرار و تكميل اين نظام تلاش كنند چرا كه اقتدار علمي، اقتصادي، سياسي، اطلاعاتي و بين المللي نظام اسلامي مايه عزت و افتخار همه ملت بويژه جوانان پر نشاط كشور بوده و خواهد بود.
حضرت آيت الله خامنه اي در پايان خطبه دوم نماز جمعه، هوشياري همگاني را ضروري خواندند و خاطرنشان كردند: مردم مراقب باشند كه برخي، با تحركاتي كه در ده سال گذشته هم گاهي انجام داده اند اما با هوشياري مردم مهار شده است براي ملت يك جمهوري اسلامي تقلبي درست نكنند و شعارهاي هميشه جذاب و پر طراوت و پرثمر امام و انقلاب را تضعيف نسازند.
رهبر انقلاب اسلامي، در خطبه هاي نماز همچنين با گراميداشت ياد مرحوم آيت الله طالقاني، و شهيد ايت الله مدني افزودند: ياد اين دو مرد بزرگ با تاريخ نماز جمعه ايران، پيوند خورده است، و خدمات آنان در حافظه مردم و تاريخ ايران فراموش نخواهد شد.

منبع : leader.ir
+ نوشته شده توسط صادق در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 20:51 |

بسم الله الرحمن الرحیم

با دریغ و اندوه خبر یافتیم که رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق جناب حجت الاسلام آقای سیّد عبدالعزیز حکیم دار فانی را وداع گفته و به دیار باقی شتافته است.

برای ملت و دولت عراق این ضایعه ای بزرگ و برای جمهوری اسلامی ایران فقدانی دردناک است.

ایشان آخرین بازمانده از فرزندان برومند مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیت الله العظمی سیّدمحسن حکیم بود که همگی در راه مبارزه با رژیم سفاک بعث عراق و عوامل استکبار شربت شهادت نوشیده یا آزمونهای دشوار این جهاد عظیم را تحمل کرده بودند.

خدمات این روحانی مجاهد در راه تشکیل حکومت ملی عراق چه در دوران اقامت در ایران و چه پس از سقوط حکومت صدام و انتقال به کشور خود کم نظیر و فراموش نشدنی است.

اینجانب با ابراز تأسف فراوان از این حادثه دردناک، تسلیت صمیمانه‌ی خود را به عموم ملت برادر عراق و به دولت و مجلس اعلای اسلامی عراق و به بیت رفیع حکیم بویژه به فرزندان برومند و شایسته‌ ایشان بالاخص جناب آقای سیّدعمار حکیم تقدیم می دارم و رحمت و مغفرت الهی را برای آن مرحوم و سربلندی و پیشرفت ملت و دولت عراق را از خداوند مسئلت می کنم.

+ نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 15:25 |

میدونی این سرباز اسراییلی دقیقا" چی رو نشونه گرفته؟

 

پس نگاه کن !!!

+ نوشته شده توسط صادق در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 11:41 |
بسم الله القاسم الجبارين
ما همان نسل جوانيم که ثابت کرديم...    در ره عشق جگردار تر از صد مرديم...
آمديم. ولي چه آمدني. با يک جفت چشم سرخ از اشک.
با سري افکنده از نامردمي ها. نه فقط نامردمي زمانه بلکه از دوست بپرسيد چرا مي شکند...
ببخشيد ها ولي خيلي دلم پره. انگار يک نفر داره گلوم رو فشار مي ده. براي همين هم مي خوام اينجا بغضم رو خالي کنم...
آقا چه کار داشتي اصلا که اومدي شدي نامزد انتخابات؟ مي رفتي مثل همين بيست و پنج-شش سال عشق و صفاتو مي کردي.
چرا اومدي و فاتحه اي بر مملکت نثار کردي و رفتي؟
آخه نونت نبود؟ آبت نبود؟ کانديدا شدنت چي بود؟
يک سوال مهم: واقعا اميد داشتي به رأي آوردن؟
يعني واقعا فکر مي کردي مردم اونقدر بي فکرند که به تو رأي بدن؟
يک عده بچه که سنشون زير سن قانوني بود اومدن دورتو گرفتن هوا برت داشت آره؟
فکر کردي 40 ميليون که هيچ، 70 ميليون طرفدار داري نه؟
زهي خيال باطل...
يادم نرفته اون وقتي رو که سيد مظلوم از دست تو و اطرافيانت غمگين و ناراحت بود ولي نمي تونست چيزي بگه که مبادا تو و آدمهاي دور و برت بگيد رهبر پشت سر فلانيه...
يادم نرفته اون وقتي رو که دم از امام و آرمانهاي اسلام و انقلاب مي زدي ولي تو محفل سخنرانيت جلوي خودت دختر و پسر نامحرم با هم مي رقصيدند.
هنوز يادم هست چطور زير آبي رفتي و خواستي همه چيز اين انقلاب رو به فنا ببري ولي نگذاشتند.
آخه آدم حسابي! پسر خوب با مردم خودش اين کار رو نمي کنه که تو کردي...
بيانيه هات ميگن براي هميشه به فنا خواهي رفت!...
براي هميشه نامت در ليست سياه و ننگين دشمنان اين انقلاب ثبت خواهد شد.
حقت رو مي خواستي؟...
حقت رو مي خواستي که اينجوري بچه مردم رو از پدر و مادرش جدا کردي؟...
اگه نمي خواستي اين بلا رو سر مردم بياري چرا سکوت کردي؟
چرا در برابر جفتک اندازي هاي رفقات ساکت نشستي؟
البته ساکت که ننشستي...
دمت گرم. تشويقشون هم کردي.
آقاي قشنگ...
شما که نمي توني حتي از روي کاغذ يک مطلب رو بدون ايراد بخوني چجوري مي خواستي رئيس يک مملکت بشي؟
ديدي کسي که دائم با حرفات توي سرش ميزدي و جلوش ايستاده بودي، جاش محکم تر شد، خورد تو ذوقت آره؟ آخي... طفلکي!!!
مگه ما مُرديم که امثال تو و پشت سريهات بيان بشينن رو بزرگترين صندلي اين کشور؟
يک بار اشتباه براي 8 سال گردن کجي پيش کله گنده هاي غرب بس بود. حالا ديگه مي خواهيم رو پاي خودمون بايستيم.
مي فهمي؟... روي پاي خودمون...
ول کن اين لجاجت و بازي هاي بچه گانه مسخره رو...
بيا و رهبرت رو و تمام مردم ايران رو شاد کن.
يک بار هم که شده روي غرور مسخره ات پا بذار و به فکر مملکتت باش.
ضمناً آماده شنيدن و خواندن نظرات دوستانه و محترمانه حاميان محترم اين شخصيت شخيص نيز هستيم.


نگاشته شده به دست : حامد سلطاني
+ نوشته شده توسط صادق در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 10:36 |
 

چیزی که من می خوام بگم یه چیز دیگس

 

چیز داره توش ولی قاطی با چیزای دیگس

 

فرق من و تو اینه که تو چیز نداری و من
ا

 

سم تورو از لیست چیزدارا خط زدم

 

تو که مدرک دکترای زنتم چیزیه

 

اگه تو این جور چیزی پس دیگه چیز چیه

 

هر کی واسه خودش چیز داره، چیز بد و خوب

 

بیخ ریش صاحابش باشه اگه چیزی بود

 

چیز نکن بذار منم چیزمو رو کنم

 

اگه تو یه چیزی میگی پس بذار منم چیز کنم

 

ببین تو یه جورایی مارو چیز فرض کردی

 

یه چیزایی بگم بهت واسه سرگرمی

 

اما اگه چیز بَد چیز بَده

 

یک کم از اون چیز بدا بده به ما یه ذرّه

 

تو از چیز خودتم عمو، وحشت داری

 

از چیز بعضی بالا میری و چیز میزنی

 

چه چیزی بین ما و تو یکی شبیه همه

 

دنیا که مارو به چیز خودش نمی گیره کمه

 

تو که چیزی نمی دونی از چیز اقتصاد

 

یه چیز مونده فقط، می خوای اونم بدی به باد؟

 

یه جور حرف می زنی که فکر کنم مثل دکتری

 

آخه چیز و چه به این حرفا و چیز خوری

 

اگه چیزی اون بالاس و تو بهش معتقدی

 

چیزی، اگه به این چیزایی که میگم گوش ندی

 

من و تو یه جور همکاریم از چه جهت

 

هر دوتامون چیزایی میگیم که چیزا گوش کنن

 

اما فقط فرقش اینه که چیزای من تیزن

 

گلاب به روت چیزای تو از چیز لبریزن

 

راستی یه چیز دیگه بگم تا یادم نرفته

 

تو اون 16سال جای چیز تو پاچمون چیز رفته

 

اما اگه چیز بَد چیز بَده

 

یک کم از اون چیز بَدا بده به ما یه ذرّه

 

این حق هر بنی بشر که چیز بخواد

 

یه جور چیز چیز می کنی که چیزم میاد

 

چیه مگه چیز ترس داره نکنه شما

 

چیزتون توفیر داره با چیز ما؟؟؟

 

چرا یکی چوب دو سر چیز بشه این وسط

 

چرا؟ چون، چیز نمی دم به چیزت بَدم؟

 

 

+ نوشته شده توسط صادق در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 9:6 |
 ویژه نامه اولین سالگرد شهادت «عماد مغنیه»:

همیشه پیش‌بینی‌های حاج رضوان درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد
در جنگ 33 روزه‌ی لبنان بی‌نظیر بود، همیشه پیش‌بینی‌های او درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد و ما بعد از کسب هر پیروزی به او می‌گفتیم حاجی باز هم پیش‌بینی کردی، الحق که علم غیب داری!
با دشمن سرسخت بود و با دوستان مهربان. حاج رضوان گاهی که جنگ و ستیز با دشمن به طول می‌کشید ضعف و درد جسم بی‌رمغ خود را با تکیه به دیوار و اندکی تامل و سکوت از ما پنهان می‌ساخت. حاج رضوان روح معنویت جنگ 33 روزه‌ی حزب‌الله لبنان بود. هیچ کس نمی‌دانست که این نماد عشق، این نور آفتاب، همان عماد مغنیه بود عمادی که دشمن سالها بود از خیال او خواب‌های آشفته می‌دید.
زمانی که اولین موشک‌ها را به سوی حیفا شلیک کردیم و قلب تل‌آویو را هدف قرار دادیم، طعم پیروزی را با همه‌ی خستگی چشیدیم. قیافه‌ی خسته و درهم شکسته‌ی سربازان اسراییلی، مرگ و شکست آنها را در برابر چشمانمان مجسم می‌ساخت.از مرگ سربازان اسراییلی لذتی نمی‌بردیم زیرا که برای ارضای حس انتقام به میدان جنگ نیامده بودیم. بسیاری از ما عزیزی،‌ دوستی و برادری را در این جنگ از دست داده بودیم. دیگر به صحنه‌ی پر کشیدن و رفتن عادت کرده بودیم. خبر شهادت هم‌سنگرانمان به همان اندازه‌ای که ما را غمگین می‌ساخت حسرت را در دل و روانمان می‌کاشت. باور کنید رسیدن به لقاء‌الله بزرگترین عامل نشاط و شادی رزمندگان حق در برابر ارتش اسطوره‌یی اسراییل بود.
ابراهیم الامین مدیر مسوول روزنامه‌ی الاخبار -چاپ لبنان- در گزارشی به نقل از خاطرات یکی از رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان در جنگ 33 روزه‌ با رژیم صهیونیستی می‌نویسد: "در این میان مردی از جنس نور، مردی از افسانه‌ها‌ی دور، مردی از رخسار حق، مردی از لبخند صبح پا به پای ما جوانان مقاومت در جنگ 33 روزه‌ی لبنان می‌آمد. او کسی جز شهید عماد مغنیه نبود. مثل همیشه ساکت و کم حرف بود، سکوتش نیز معنویت بود. همه‌ی ما به گروه‌های هشت الی ده نفر تقسیم شده بودیم وتنها آرزوی ما آن بود که حاج رضوان شبی هم سنگر ما باشد. تیزبین، کوشا و دقیق عمل می‌کرد. همیشه نقطه‌ی قوت دشمن را برای ما نشانه‌ می‌گرفت و از پیروزی سخن نمی‌گفت.
او معتقد بود پیروزی همیشه از آن حق است و مردان حق نباید به کسب میدان بیاندیشند زیرا که همیشه پیروزند.
او می‌گفت، باید تلاش کرد که حق را از ظالم ستاند اما نباید ظلمی در این میان به دشمن روا شود زیرا که حق ستاندن از ضعیفانی که خود طعمه‌ی ظلم شده‌اند، کمتر از ظلم روا کردن نیست. با دشمن سرسخت بود و با دوستان مهربان. حاج رضوان گاهی که جنگ و ستیز با دشمن به طول می‌کشید ضعف و درد جسم بی‌رمغ خود را با تکیه به دیوار و اندکی تامل و سکوت از ما پنهان می‌ساخت. حاج رضوان روح معنویت جنگ 33 روزه‌ی حزب‌الله لبنان بود. هیچ کس نمی‌دانست که این نماد عشق، این نور آفتاب، همان عماد مغنیه بود عمادی که دشمن سالها بود از خیال او خواب‌های آشفته می‌دید. عمادی که با زیرکی‌اش، یادگارها بر سینه‌ی دشمن نوشت. عمادی که تاریخ مقاومت نامش را با کلک حقیقت نوشت، حقیقتی که چون آفتاب سوزان بود و چون مهتاب تابان. همه‌ی رزمندگان جنگ 33 روزه‌ی لبنان شهید مغنیه را به عنوان فرماندهی عملیات می‌شناختند. هیچ کس نمی‌دانست که همسنگرش حاج رضوان، همان شبحی بود که دشمن سالهاست به دنبال اوست، همان شبحی که اسطوره‌ی جاودان ایستاگی حق در برابر باطل را رقم زد. "
رزمنده‌ی حزب‌الله در خاطراتش گفته است: "اواخر جنگ که دیگر پیروزی حزب‌الله و مقاومت اسلامی لبنان ورد زبان همه‌ی دنیا بود، کسی از دور با ماشینی در کنار یکی از سنگرها ایستاد. حاج رضوان در این لحظه دستش در دست یکی از بچه‌ها گره خورده بود. آن غریبه فریاد زد حاج عماد آمده‌ایم که برویم به ستاد فرماندهی کل، سید حسن در انتظار شما است. همه‌ی نگاه‌ها به هم گره خورد، همه با سکوت از یکدیگر می‌پرسیدیم این همان عماد مغنیه، شبح دست نیافتنی است؟ هیچ کس جرات نداشت این را از حاج رضوان بپرسد. او با لبخندی آکنده از امید به ما گفت بچه‌ها ما پیروز شدیم، شما از همان اول هم به حضور من نیازی نداشتید، عقاب‌های تیزبین صحرا به بادیه گردی چون من نیاز نداشتند. درود بر شما رزمندگان اسلام، سرافراز باشید که سرافرازی اسلام در دستان شماست. با لبخندی گرم و روحی آکنده از اعتماد به آرامی از ما جدا شد تا بار دیگر یک افسانه‌ی دست نیافتنی شود.
دقت عمل و برنامه‌ریزی حاج رضوان در جنگ 33 روزه‌ی لبنان بی‌نظیر بود، همیشه پیش‌بینی‌های او درباره‌ی دشمن درست از آب در می آمد و ما بعد از کسب هر پیروزی به او می‌گفتیم حاجی باز هم پیش‌بینی کردی، الحق که علم غیب داری، او با لبخندی در پاسخ می‌گفت برای رویارو‌یی با دشمن نیازی به علم غیب نیست، کافی است به ضعف دشمن و به قدرت خود بیندیشیم. آن روز بعد از رفتن حاج رضوان هیچ کس تا صبح سخن نمی‌گفت، هر کس با خیال خود شب را به صبح رساند. "
"عماد مغنیه، افسانه‌ی حق و حقیقت، هرگز برای مردن به دنیا نیامده بود، او مردی از تبار حق بود، مردی از جنس باران، مردی که تنها برای شهادت آمده بود. اشتباه نکنید، شهید مغنیه دست راست سید حسن نبود. عماد مغنیه نیروی اصلی و راهبردی حزب الله نبود، او تنها یک مرد بود، مردی که سنگینی غم را بر دوش می‌کشید تا داد آه و ناله‌ی کودکان فلسطینی را، آه و اشک مادران و کودکان لبنانی را از اسراییل و از آمریکا و از همه‌ی هم‌پیمانانشان بستاند. او همان‌طوری که برای ما یک هم سنگر و دوست بود، برای سید حسن یک برادر بود. باور کنید سید حسن این داغ را پیش از این چشیده است؛ سید حسن برای مغنیه نمی‌گرید، سید حسن برای خود می‌گرید که با نبود مردان بزرگی چون مغنیه بار غم را به تنهایی به دوش خواهد‌ کشید و سفر را بار دیگر با نبود یکی دیگر از رهروان حق به تنها‌یی خواهد پیمود. فراموش نکنید نبود مغنیه هرگز ضربه‌ی دردناکی به پیکر مقاومت لبنان نیست چرا که همه‌ی مقاومت لبنان در راس آن سید حسن، مردان مقاومت هستند. مغنیه رفت که مغنیه‌ی دیگر‌ی از مقاومت جایش را بگیرد و راه او را در تاریخ ادامه دهد. و داغ‌های دیگر بر قلب دشمن بنشان.

+ نوشته شده توسط صادق در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 12:59 |
دیده بگشا رنج انسان ماند با جامی تهی

 

سوخت لاله مرد لیلی خشک شد ....

 

ای مسلمانان که فقط اسم مسلمانی را یدک میکشید

 

کو غیرتتان ای بی غیرتان

 

کو نشانه ای از مسلمانیتان ؟

 

آی اعراب مفت خور .

 

با شما هستم

 

با شما هستم که ساکت و آرام دارید فقط تماشا میکنید

 

با شما هستم که این قوم بنی صهیون را تشویق حمله

به غزه کرده اید

 

ننگتان باد

 

مگر آمار کشتگان را نمیبینید؟

 

مگر همین شما نبودید که بنزین هواپیما به این قوم

فروختید؟

 

اما ای غزه نگران مباش که یارانه آخر الزمانیت در راهند

 

+ نوشته شده توسط صادق در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 15:38 |
چند وقتی هست که در خبر گزاری ها میشنویم که غزه در محاصره است .

وقتی این خبر رو میشنوی فقط ناراحت میشی اما کاری نمیکنی .

یعنی هیچ کدوم کاری نمیکنیم.

آی مسلمانانی که فقط نام مسلملنی را به ارث برده اید

چرا ساکت نشسته اید؟

مگر کشتار برادران دینی تان را نمیبینین؟

ما با سکوتمان مهر تایید بر اعمال کثیف این قوم بنی صهیون زده ایم

حتی مسولان کشورمان فقط این اعمال را محکوم میکنند و بس .

یک فاجعه ی انسانی در شرف وقوع است

من برای حرکتتون یه یا علی میخوام

آنهایی که مرد میدان هستند

یا علی

 

+ نوشته شده توسط صادق در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:15 |
اردن   ۴۰۰۰۰۰۰

 

عربستان      ۲۵۰۰۰۰۰

 

امارات  ۱۴۰۰۰۰

 

عمان  ۱۰۰۰۰۰

 

کویت  ۱۲۰۰۰۰۰۰

 

ایران   ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

و.........

 

آیا این مقدار برای نابودی اسراییل کافی نیست؟

 

برای نابودی استکبار چه؟

 

اگر اینها با هم متحد شوند نمیتوانند قوی ترین ارتش

را درست کنند؟

 

آی مردم چرا نشسته اید؟

 

چرا به خواب رفته اید؟

 

مگر ندای هل من ناصر علی را نمیشنوید؟

 

مگر سخن روح الله را فراموش کرده اید؟

 

مگر روح الله نگفت : که هر مسلمانی یک سطل آب

بریزد اسراییل را آب میبرد؟

 

مگر قدس را مغموم نمیبینید؟

 

یا قدس مغموم و ناراحت مباش که یاران

 

آخرالزمانیت در راه اند.

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 9:57 |

بسم رب الفاطمه(س)
همانهایی که دست یار بستند          ز بیت فاطمه در راشکستند
پس از زهرا پی قتل علی اند          همانها دشمن سید علی اند


نمی دانم چطور شروع کنم...
نمی دانم چه بگویم؟...
هر چه بگویم روضه ی تمام است اما چه فایده که گریه کنی نیست بر مظلومیتش در آن هنگام که در کوچه...
نمی دانم چه بگویم از غربت و مظلومیت علی در آن وقت که با دستان بسته همسرش را می دید که ...
نمی توانم سخن بگویم از ضجر های وارد شده بر جگر علی (ع)
بس سنگین و طاقت فرساست این کوله بار بی یاوری...
تنها یار و یاورش را گرفتند و هیچ نگفت و لب نگشود...
تنها پشتیبانش را شکستند اما خم به ابرو نیاورد...
سخت تر از آن زمانی که هیچ کس به یاریش نشتافت و باز هم هیچ نگفت...
چقدر بی رحم و بی مروت بودند مردم...
چقدر سنگدل و بی محبت بودند مردم...
بودند؟؟؟...!!!
هنوز هم هستند...
هنوز هم می توان غریبی و مظلومیت علی را حس کرد...
هنوز هم می توان تنهایی و غم سنگین علی را فهمید...
هنوز هم می توان صدای تازیانه را بر بدن خسته اش شنید...
هنوز هم می توان دستان بسته اش را به نظاره نشست...
هنوز هم...
چه سرد و ساکت نشسته اید آی مردم...
چه خاموش و یک صدا نشسته اید آی مردم...
مگر نمی دانید علی تنهاست؟
مگر نمی فهمید غم سنگین نشسته بر دلش را؟
مگر نمی دانید یاوری ندارد؟
مگر فریاد "کیست مرا یاری کند" او را نمی شنوید؟
راستی کیست او را یاری کند؟
علی را می گویم؟
علی خامنه ای... سید علی خامنه ای...
رهبرم... رهبرت... اگر خدا قبول کند رهبرمان...
چقدر خسته ای سید...
چقدر شکسته ای سید...
شرمگینم از نامردمی ها...
کاش می شد یک نفر به جای همه باشد...اما نمی شود...
چگونه می توانی تحمل کنی این همه ظلم و ستم پنهان را؟
چگونه این زخم های بد قلق آزارت نمی دهد...؟؟؟
چگونه می توانی همچنان مصمم بر تصمیماتت باقی بمانی؟
سید مظلوم من...
نمی دانم چرا زبان نمی گشایی و گله از مردم نمی کنی!!!...
اما این را خوب می دانم که ولایتت ولایت حیدری است.
تا هستم با تو هستم...
یا حق

+ نوشته شده توسط صادق در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 20:36 |
 سال2000 طعم شیرین پیروزی
+ نوشته شده توسط صادق در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 11:28 |


Powered By
BLOGFA.COM