|
ضد اسراییلی ضد صهیونیسم نحن انصار الحسین
|
ایا ضوء دربی و یا نورعینی لان زرت قلبی وجدت الخمینی وجدت الولایه مدت یدیها الی الخامنائی شمس الیقین هل من ناصر فدایی لبیک خامنائی هداه اعادوا بناء النفوس و شادو من الناس خیر الحصون ودکوا علی الشرک قصر الظلام بثورات ورد شجی الانین و اشرق فی قم نور النبی و قام بطهران حلم القرون هل من ناصر فدائی لبیک خامنائی ایا خامنائی امرنی تجدنی من القدس امضی لالقی المنون ادق بصدری حصون الاعادی امزق ارهابهم بالیدین لارسم بعدی طریق الفدی بغال و دمع العیون هل من ناصر فدائی لبیک خامنائی معنی شعر در ادامه ی مطلب: *** حالا هی بیان شعار بدن نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران! هی بیان بین برادران و خواهران ایران و لبنان تفرقه بندازن....اما: الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا! ما همچنان فریاد خواهیم زد: هم غزه هم لبنان برادرای ایران! ادامه مطلب [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:2 ] [ هنیئه رضوان ]
[ ]
مرو فاطمه جان... همسر صبورم . مرغ مهاجر علي .... ميسوزم در فراغ تو.... ميسوزم وقتي تورا ميبينم...نان پختن تورا ...راه رفتن....خنديدن به خاطر من... براي دلخوشي من... وقتي راه ميروي همه تورا نشان ميدهند...ميخندن...به چي؟به قامت خميده تو؟به پهلوي شكسته تو؟يا به هردوي ما؟ آه...فاطمه...فاطمه...فاطمه... ميسوزم وقتي رد خون را روي زمين ميبينم موقع راه رفتن تو... فاطمه حق من اين نيست...حق علي اين نيست...حق علي تنهايي نبود...بعد پيامبر تنها دلخوشي من تو بودي و حسنين... چرا نگراني فاطمه جان؟از چه دلشوره داري؟بازم دلشوره شبانه براي حسين؟ بازم دلشوره داري كه مبادا حسين بيدار شود و آب بالاي سرش نباشد؟راستي ديشب چه سفارشي به دخترمان زينب ميكردي؟چه ميگفتي كه زينب انقدر بيتابي ميكند براي حسين؟ فاطمه جان كاش حال علي را ميدانستي وقتي تورا در بستر ميبيند...انگار نه انگار كسي در بستر هست...آب شدي نور چشمم...فاطمه ي من... نگاهاي تو علي را ميسوزاند فاطمه... عمود خيمه وجودم علي بدون تو چه كند؟ مرا ميكشي...ببين موهايم به سفيدي نشسته اند...ببين ديگر تاب ندارم...تاب تنهايي...تاب جاي خالي تورا اي همه هستيم... آتش ميگيرم وقتي تورا ميبينم با اينكه تواني در بدن نيست بازم كار ميكني...جارو ميكشي ولي ميگويي فضه كشيده... نگو فاطمه...نگو...نگو روز آخر فرارسيده و جدايي مان...بده دلخوشي... خنده اي بكن برا علي مثل قديم... نميگويم نرو ...بيا باهم برويم.... فاطمه جان بال خونينت را وا مكن...تنهايم فاطمه...بيشتر از اين مرا تنها مكن... [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:4 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
حوالی ظهر روز چهارشنبه، نخستین روز سال 1375 درحالی که من و تو، تحویل سال جدید را جشن می گرفتیم جوان رعنا وخوش سیمایی که بیش از 20 بهار از عمر پر برکتش رابه چشم ندیده بود، درکنار جاده ای در روستای اشغالی «العدیسه» واقع در منطقه اشغالی جنوب لبنان، فارغ از همه تعلقات به نماز ایستاده بود. هر چند که به ضرورت، لباس فرم صهیونیست ها را به تن داشت.
ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 17:52 ] [ هنیئه رضوان ]
[ ]
این روزها شهر بوی تازگی می دهد
. . . . . بوی زخم های تازه! بوی روزهایی که باید باشی و نیستی! بوی کشیدن درد تمام بخیه هایی که به امید ظهورت وصله زده بودمشان، حالا دهان باز کرده اند به شکوه ی دوریت!.... آقای تنهایی هایم! نیامدی که نه، باید اعتراف کنم نگذاشتم بیایی!... خودت که می دانی ، لیاقت ندارم حتی برای دعای فرجی صادقانه... نگاهی بیانداز به دلم تا آنطور که تو دوست می داری آمین بگویم ((اللهم عجل لولیک الفرج)) را! *** سالی گذشت و گشت زمین در مدار تو اما نداشت خاتمه ای انتظار تو امسال هم بدرد ظهورت نخورده ام سال جدید کاش بیایم به کار تو [ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 18:6 ] [ هنیئه رضوان ]
[ ]
یابن البدور المنیره!
می روم، برای دلت که از ما گرفته نماز آیات بخوانم!... و برای ماه دل گرفته ی این روزهایم! آقای مهربان صبور این روزها درد را که از هر طرف می نویسم معنایش تغییر نمی کند.درد را از هر طرف بنویسی همان درد است! اما دلم می گوید درد تنهایی -ما-ی بی شما،خیلی دردناک تر از درد تنهایی-شما-ی بی ماست... همچو فردایی دوباره تجدید پیمان است با نایبتان...با امامی که ظهور دارد! خیلی ها می آیند،حتی آنهایی که امروز ندبه خوانی نکرده اند برایت! حتی آنهایی که وقتی نگاهشان می کنی شاید فقط ردی از -دلدادگی- بر جبینشان ببینی آقا جان! اگر نگاه تان به نایبتان نبود،سال ها بود که ۲۲ بهمن فاتحه می خواندیم برای انقلابی که روزی پیروز شد... و از شرح آن روزها چیزی جز -سر مگو- باقی نمی ماند!... آقا جان! اما دلمان گرفته از این آشفته بازار شهر...از این که تا ۲۲ بهمنی نیاید احساس بی کسی خفه مان می کند از این رنج دوران...از این جشن های انقلابی ای که بی صاحب گرفته می شوند! باور کن صبوری اندازه دارد! بیا و یکبار دیگر عاشقی را یادمان بده! درست مثل آن روزها که خون تازه ریختی در رگهای این ملت! آنقدر با آفتاب نگاهت به ما بنگر تا یخ دلمان ذوب چشمانت بشود... نگاهمان کن تا دوباره جان بدهیم!
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 12:7 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
حرم، بهشت، يه باغ سبز، خواب خوب هر شبم حرم، ضريح، چراغ سبز، خواب خوب هر شبم حرم،... نفس نفس، دعا، خواب خوب هر شبم حرم، علم، پر از دخيل، خواب خوب هر شبم حرم، صداي جبرئيل، خواب خوب هر شبم حرم، يه شاه با كرم، خواب خوب هر شبم حرم، حرم، حرم، خواب خوب هر شبم حرم، نماز زيارتش، خواب خوب هر شبم نماز با مهر تربتش، خواب خوب هر شبم به اسمت قسم آقا؛ ميخوام بيام كربلا...
[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 22:4 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
از این اختلاس بزرگ زمان خیلی زیادی نمیگذره. اختلاسی که تقریبا ۲ برابر بزرگترین اختلاس دنیاست. تو اینم سرآمد کشورها شدیم!
نمیونم با این اوضاعی که اخیرا به وجود اومده . این اتفاق ضعف دستگاه بانکی مارو نشون میده یا ضعف دستگاهای اطلاعاتی و قضایی در فرار مجرمین این اتفاق.
بگذریم. رو سخنم بازم با خودمونه. با شمام . با خودمم. یعنی با خودمونیم.
خداییش چقدر تو این زمینه به حرف آقا گوش کردیم؟چقدر آقا گفت مبارزه با مفاسد اقتصادی؟اونقدر فرامین آقارو اجرا نکردیم که آخرش شد این اخلاس. ازسال ۸۱ آقا دارن داد میزن آقا با مجرمین اقتصادی برخورد کنین. با دانه درشتای اقتصادی برخورد کنین. اما کو؟کجاست کو اون اطاعت پذیری؟
اینجای حرفامو کاش قبل صحبتای آقا مینوشتم.
ما بچه حزب اللهی ها خوشبختانه خیلی فعالیم . اما نگاهی به دوروبرمون انداختیم؟ما نوکر و چاکر و مخلص شیعیان بحرین هستیم . ما نوکر تمامی مسلمونای رنج کشیده عالم هستیم . اما آقا جون چرا برای داخل کاری نکردیم؟ خدا وکیلی چقدر تجمع برگزار کردیم؟چقدر اعتراض کردیم به این وضع؟دست چند نفرو گرفتیم بردیم به مسئولین بگیم اینا از این اتفاق ضربه خوردن ؟ چقدر ...!!!؟؟؟
اما ما به امر ولی و سرپرست و آقا و اماممون زیاد وارد این قضیه نمیشیم و میسپریم به دستگاه محترم قضایی کشور .
اما...اما وای به روزی که بفهمیم بعضی ها دارن از آب گل آلود دارن ماهی میگیرن و زیرآبی میرن.... نسئلکم الدعا.... لبیک یا حسین(ع)
[ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ] [ 22:2 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
سلام...
والا یه چندوقته میخوام بنویسم و مطالب به قول یکی از رفقا تو مخم دارن رژه میرن.اما نمیدونستم از کجا شروع کنم . اما حالا میخوام بنویسم . شاید برای بعضی ها دلچسب و برای بعضی دیگه نارحت کننده باشه . اما ما حرفمونو میزنیم . دیگه باقیش پای شوما خواهر گرامی...
یه مدت هستش دارم تو خیابونا میبینم دختران و زنان و خواهران به قول معروف حزب اللهی و مومنمون خودمون ماشا الله دارن از چادر و چارقد خودمون که نماد مادر (س) هست دارن پیشرفت (پسرفت ) میکنن و به سمت چادر ملی و عربی و... میرن و این آخریا مغنعه و شال و بعد...
برام جالب بود چرا اینطوری شدن؟چرا تو جامعه شیعی که بیشتر مردمش شیعه هستن(آمار دقیق دستم نبود) مسلمان باید وضع اینطور باشه؟بعد مقایسه کردم بین دختران و زنان حزب و اللهی خودمون و جامعه زنان جنوب لبنان(چون جنوب لبنان همه شیعه هستن) . دیدم روز به روز اونا دارن پسرفت (پیشرفت) میکنن و ما داریم هی به جلو(عقب) برمیگردیم. دارم میبینم زنان و دختران جنوب لبنان با اینکه از لحاظی حجاب کاملی و پوشیده ای داشتن و دارن اما دارن فوج فوج به چادری که دختران و زنان ما دارن ازش فاصله میگیرن روی میارن . اونم نه چادر ملی و لبنانی و عربی و اندامی و هر کوفت و زهر ماری که هست . چادری که تمام بدنو میپوشونه.
نمیدونم مسئولین فرهنگی و ارشاد ما دران چیکار مینن . کی میخوان از خواب ناز بیدار بشَن. (مثال همون که خودشو با خواب زده نمیشه بیدارش کرد ) . اون بالا نشستن و هی وعده و وعید .خدا آخر عاقبت مارو با این وضع به خیر کنه.
پ.ن: از قشری که مورد خطاب قرار گرفتن و بهشون بر خورده پوزشی نمیطلبیم و همچنان محکم پای حرفمون هستیم...
پ.ن۲: کاش یکمی به خودمون نگاه میکردیم....
لبیک یا حسین...
[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 21:23 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
یکی یکی دارن میرن.من موندم.جاموندم.جاموندم از همه چی. جا موندم از همه کس. دلم ... دلی نمانده. کم نوکری کردم و سینه زدم تو هیئتات؟ نوکر روی ارباب نبیند سخت است... باشه . نبر.یه خاکی تو سرم میریزم. اللهم الزقنا زیارت الحسین(ع)
پ.ن: چند وقته دلم داغون شده. از همه کس و همه چی.دعام کنید... پ.ن۲:از همه کس و همه چی بریدم . میخوام تنها باشم . دعام کنید ... پ.ن۳: دلم لک زده برا محرم و صفر . دعام کنید... خلاصه دعام کنید.... لبیک یا حسین(ع)
[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 12:22 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
پیکر سلاله زهرا(س)
شهید عدالحسین برونسی
بعد از ۲۷ سال در شرق دجله بی سر پیدا شد
[ یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 20:44 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
نيروي انتظامي با نمازگزاران مشهدي معترض به كشتار مسلمانان آزادیخواه بحرینی توسط عمال سعودی به شدت برخورد كرد. نيروهاي حزباللهي مشهد(جمعه 19فروردين) در اعتراض به کشتار مسلمانان آزادیخواه بحرینی توسط عمال سعودی، در مسجد و بيرون مسجد امام سجاد عليهالسلام واقع در بلوار سجاد مشهد به اقامه نماز مغرب و عشاء پرداختند. اين نمازگزاران بعد از نماز به اعلام انزجار از اقدامات ننگين دولت سعودي در بحرين پرداختند كه مورد برخورد خشن و غيرقابل باور نيروي انتظامي قرار گرفتند.
يگانها و نيروهاي پرشمار انتظامي با گاز اشكآور و ضربات باتوم با نمازگزاران معترض برخورد كرده آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده، مجروح نمودند و تعدادي را بازداشت كردند.
فرماندار مشهد صحبت های جالبی و در خور توجهی کرده.
1- امروز فرماندار مشهد در مصاحبه با روزنامه خراسان گفته است تجمع جمعه شب بدون مجوز بوده . نوشته است : این ها با اجازه چه کسی تجمع کردند؟ در پاسخ به ایشان عرض میکنیم که برای انجام تکلیف شرعی نیازی به کسب مجوز نیست. شما که جای خود دارید مقامات بالاتر از شما هم حقی برای جلوگیری از حرکت عبادی مردم ندارند. 2- وی ادامه داد: پلیس که از پایان سال، شب چهارشنبه آخر سال، بعد عید، سپس سخنرانی مقام معظم رهبری، بعد شلوغی جمعیت مشهد و بعد هم روز ۱۳ فروردین در حال ماموریت بوده، حالا آمده استراحت کند. در پاسخ عرض میکنیم نیروی انتظامی اگر هم دست و پا شکسته و در حاشیه کاری انجام داده و میدهد وظیفه اش را انجام داده. چرا منتش را بر سر مردم میگذارید ؟ شما [نوکر] مردم هستید و باید همیشه در خدمت مردم باشید. اگر روزی احساس خستگی کردید و نیازی به استراحت داشتید میتوانید پست خودتان را به افراد لایق تری تحویل دهید. اجباری بر ماندن نیست !
3- توقعی از شما نیست آنگاه که در برخورد انتظامی با مردم بین مزدوران میرحسین و سینه زنان امام حسین(ع) تفاوت قائل نمیشوید ...
عده ای است که برای رسیدن به هدفشان از هر وسیله ای استفاده میکنند. بسیج و حزب الله آرمانش را فدای منافع مستکبرانه افراد خاص نمیکند.
[ سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ] [ 17:27 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
محرم و صفرم تموم شد ... خداحافظ روضه های اباالفضل... خداحافظ روضه های حسین(ع)... خداحافظ پیراهن مشکی... خداحافظ.....
ارباب ببخش اگه تو بهارت بد نوکری کردیم و جایی کم گذاشتیم. ببخش اگه نوکر بدی بودم و خون به دلت کردم تو این دو ماه. سلام ماه ربیع...
پ.ن : رفقا دوماه عزداری قبول باشه ... انشا الله زیر سایه ارباب بتونیم نوکر خوبی باشیم... [ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 12:9 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
ای تاج سرمَ برادرم...
۴۰ روز بی تو ... ۴۰ روز با سر تو ... ۴۰ روز بی عباس و علی ... ۴۰ روز گذشت .... کاش بودی ... کاش بوید و سر روی شانه ات میگذاشتم و درد دل این ۴۰ روز را با تو میگفتم... ۴۰ روز با سر تو درد و دل میکردم... اما کاش بودی... کاش بودی و میدیدی که امانت داری چقدر سخت است... بچه هارا به من و من را به خدا سپردی... چه بد امانت داری بودم من... رقیه ات را در بین خرابه جا گذاشته ام...
ارباب چله نشین غمت بودیم...هستیم... خواهیم بود... شکر خدارا که رد پناه حسینیم... عالم از این خوبتر پناه ندارم.... [ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 18:16 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
در گرماگرم حرکت فعالان فرهنگی و اجتماعی برای بزرگداشت نهم دی و در اوج تلاشهای مجاهدان جنگ نرم در آستانه اولین سالگرد این روز سرنوشتساز تاریخ انقلاب، خبر فیلترشدن برخی سایتها و وبلاگها و فراخوانی یکی از فعالان سایبری به محکمه، موجی از اعتراضها را در پی داشت و ولولهای در جبهه فرهنگی انقلاب ایجاد کرد. منبع : دولت یار [ سه شنبه سی ام آذر 1389 ] [ 18:32 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
سایت تلوزیون ماهوارهای فارسی زیان فارسیوان هک شد. فارسیوان توسط ارتش سایبری ایران هک شد. نوشتهاند: «رابرت مرداک، شرکت موبی و خانواده محسنی شرکاء صهیونیستها بدانند: آرزوی تخریب خانوادهها در ایران را به گور میبرند.» ![]()
خارجی با دوبله فارسی است، بیش از یکسال است که فعالیت خود را بر روی ماهواده هاتبرد آغاز کرده است. در میان خانوادهها و جوانان هشدار داده و آثار زیانبار آن را برای بنیان خانواده و جامعه ایرانی گوشزد کردهاند.
[ یکشنبه سی ام آبان 1389 ] [ 21:39 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
حـــــــــــاج احــــمـــــد متــوســـلــیـــان زنــــدســــت رئيس جمهور گفت: از ابعاد اقدامات اشغاگران در افغانستان و عراق و اخيراً در پاكستان به خوبي معلوم است كه هدف آنان شناسايي عوامل احتمالي حادثه 11 سپتامبر نبوده بلكه اين حادثه صرفاً بهانهاي براي حضور در منطقه و پيگيري اهداف استعماري آنها بوده است.
رئيس جمهور در پايان تأكيد كرد: آينده از آن ماست و در اين آينده دشمنان جايي نخواهند داشت. منبع : قطره .ir [ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 ] [ 12:53 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
یعلم یا یهود ... انتم قادمون
النصر آت .. آت... انشا الله
[ پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 ] [ 13:48 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
سلام .
رفقا دعا کنید . چند وقته مخم گیر پاژ کرده . چیزی به مخیلیم نمیرسه بنویسم . دعا کنید که بد جور محتاجم.... لبیک یا حسین(ع) [ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 22:33 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
[ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ] [ 13:52 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
[ پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389 ] [ 20:1 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
تو در انتظار فتح ایران به دست آمریکایی و من در انتظار فتح جهان به دست مهدی(عج) فاطمه! تو ساکنان کاخ سیاه را شاد می کنی و من صاحب دلشکسته ی خیمه سبز را! تو جمهوری ایرانی می گویی و می خواهی اسلام را در این سرزمین نابود کنی! من جمهوری اسلامی می گویم و می خواهم تا اسلام را به تمام جهان گسترش دهم! تو الله اکبر می گویی و حکومت شیطان اکبر می خواهی! من الله اکبر می گویم و کاخهای شیاطین را به لرزه درمی آورم! تو بزرگ شده پارتی هستی و من رشد یافته هیئت حسین(ع)! تو با نعره های مایکل جکسون به هیجان می آیی و با من با نوای یا حسین(ع) شور می گیرم! تو از کنار عکس شهدا بی احساس می گذری ، اگر فحش ندهی! و من در کنار عکس شهدا می خندم و گریه می کنم! تو برای تخریب آمده ای و من برای ساختن! تو را به دروغ از هیولاهای خیالی ترسانده اند و ترس در قاموس من جایی ندارد. تو تنفر را فریاد می زنی و من علاوه بر تنفر ، نور عشق و محبت می پراکنم. تو رپ می خوانی و من ندبه ! تو در انتظار usa هستی و من در انتظار خورشید کعبه! تو رو بسوی غرب داری و من رو بسوی آسمان! تو در آروزی لندنی و من در فکر شلمچه! تو در فکر پناهندگی هستی و من در فکر پناهندگان! تو با کرشمه دخترکانی در تظاهرات به شور و هیجان می آیی و من با لبخند مادر سادات! تو در حلقه شیاطین جن و انسی و من در پناه شهدا و فرشتگان! فریاد تو از فشار غرایز انباشته است و فریاد من از عشق متراکم! تو تجسم جنبه حیوانیت انسانی و من دوست دارم تجسم کمال انسان باشم. تو غم فردا نداری از لطف پدر مایه دار و من پدر ندارم! تو خود را فیلسوف و علامه می دانی و من خود را شاگرد مکتب اهل بیت(ع)! تو مرا تا حد کشتن می زنی و من تو را در آغوش می گیرم! تو مرا دشمن می دانی و من تو را برادر! تو خود را قهرمان می پنداری و من خود را وامدار! تو تیپ فشن و مایکل جاکسون می زنی و من تیپ شهید همت! تو از امام دم می زنی و عکسش را پاره می کنی! و من از خجالت و شرم آب می شوم! تو دشمن را شاد می کنی و من دشمن را جان به لب! تو با نفرت نگاهم می کنی و من با لبخند! تو همه چیز داری ، ماشین و ویلا و ثروت و من ، فقط خدا! تو صاحب خانه ای و من مستاجر! تو محرومین جهان را می ترسانی و من مستکبرین را! تو مستکبرین را شاد می کنی و من پابرهنگان را! قبله تو کجاست؟ کاخ سیاه و قبله من ... کربلای حسین(ع)! تو نمیدانی چه می خواهی و من ..... ظهور مهدی فاطمه(عج) را! تو در حبس ، از ترس اقرار می کنی و من تا پای مرگ برآرمانهایم ایستاده ام! تو در عزای فاطمه(س) به بهانه انتخابات مختلط می رقصی و من گونه ام را به یاد مادر نیلگون می کنم! تو سبز را بر گردن سگ و گربه می بندی و من برای این سبز حاضرم خون سرخ بدهم! تو اگر مرا به چنگ آوری می کشی و من تو را برادرانه در آغوش می گیرم! تو مرگ مرا می خواهی و من آزادگی تو را! تو چرا آمده ای ؟ به دروغ بزرگانت و من چرا؟!... به دعوت وجدانم! بزرگان تو کجایند؟ در کاخ و ویلا و بزرگان من .... مثل همه ما، ساده و بی ریا! بزرگان تو چگونه تو را می نگرند ؟ به چشم موجودی که بهترین ابزار است و بزرگان من، مرا عاشقانه دوست دارند! تو اهل کجایی؟ لندن و من .... اهل کربلا تو مستضعفین را انسان نمی شماری و رای شان را باطل! و من زیر بار حرف زور نخواهم رفت! تو سبز را بر تن رقاصه گان و خوانندگان کردی و من سبز مقدسم را آزاد خواهم کرد! تو در میان خنده دشمنان عاشورا را اسیر شیاطین می کنی و من در عاشورای مهدی(عج) عالم را آزاد خواهم کرد! تو دشمنان را می خوانی و من دشمنان را می رانم! در عاشورا دشمنان حسین مظلوم(ع) در کاخ سیاه و زرد برای تو دست تکان می دهند و هورا می کشند و من همچنان بر مظلومیت حسین(ع) اشک می ریزم! تو در حرم اهل بیت(ع) در محرم حسین بر زمین پای می کوبی و فرزندش را یزید می خوانی و من جانم را آماده کرده ام تا در مصاف یزیدیان کاخ سیاه ، حامیان تو به حسین (ع) هدیه کنم. تو ذره ای به حرفهایت اعتقاد نداری و من مجسمه اعتقادم! ترس و اضطراب از نگاه تو می ریزد و نگاه خشم آلود من جهانخواران را به اضطراب می آورد. تو برای حسین(ع) چه کرده ای ؟! هیچ و من ...... خودش می داند! تو در هنگامه حمله دشمنان کجا بودی؟ در تفریح و تحصیل و من ...... شبانه روز بیدار در خط مقدم! در آروزی شهادت! تو ایران را چگونه می خواهی ؟! زیر پای دشمنان و من ، سرافراز تا ظهور مهدی صاحب الزمان(عج) تو مستضعفین را چگونه می نگری ؟ بیچارگانی قابل ترحم که بیجا کرده اند به احمدی نژاد رای داده اند! .... و من خادم و شرمنده آنها! تو خود را با وجود اندک بودن ،بیشمار می خوانی و همه می خندند ! و من از خیل بیشمار دشمنان که برای حمایت تو آمده اند باکی ندارم! شیاطین انس و جن در انتظار تواند تا بلکه آتشی بیفروزی! شهدا و امامشان ، مستضعفین و منجی شان در انتظار منند ، تا مهیا شوم! با این همه من تو را دوست دارم و می دانم که روزی بسویم خواهی آمد ، روزی که فضاحت طلحه و زبیرها را ببینی و فریب خوردگی خود را.... ای کاش آن روز که امام حقیقت طلوع می کند من و تو در کنارهم و در کنارش باشیم نه در مقابلش. به انتظارت می مانم ای هموطن سبز! دوستدار تو [ سه شنبه بیستم بهمن 1388 ] [ 10:5 ] [ وعده الصادق ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |